زبانهای محلی و جهانی شدن
ما دردنياي مدرن باپديده هايي روبرومي شويم كه استفاده ابزاري ازآنهاملاك نيك وبدبودنشان راتعيين ميكند به تعبيري مطلق گرايي درجهان جديد حرفي براي گفتن ندارد. درجهان جديدمفاهيم زيادي ازقبيل توسعه، عقل گرايي، دموكراسي، گلوباليزاسيون و... وجوددارندكه آثارمثبت ومنفي آنهابربشرامروزپديدارگرديده است. دراينجاسعي مي شودمقداري به تفصيل درموردآثارسوء گلوباليزاسيون برروي تمدنهاي بشري، فرهنگ وزبانهاي قومي ومحلي به صحبت بنشينيم. هرچندمسلم است مي تواندازاين فرايندآثارمثبت فراواني درزمينه فرهنگي، اقتصادي، سياسي، اجتماعي، حقوق بشر،حفظ اكوسيستم، ادبيات هنرو...عايدانسان مدرن گردد.بااندكي تامل درتاريخ بشرمعاصربه راحتي ميتوان علت ومنشا ظهوراين پديده رادريافت. آنجاكه بازارجهاني واقتصاد به عنوان اصلي مهم درزندگي بشرامروزي نقش بازي مي كندوسرمايه داران درپي كسب بازارهاي جهاني وسودآوري اين بازارها به نفع خودهستند. شايد به اين خاطراست كه نقطه شروع تفكرات جهاني شدن ازاقتصادوبازارجهاني سرچشمه گرفت وكم كم درمسائل اجتماعي فرهنگي هنري وسياسي رخنه كرد. {{بحث برسرمسئله جهاني شدن خصوصا" دربحث اقتصادي آن مقوله تازه اي نيست. شايدنزديك به سه ياچهار قرن است كه اين مسئله مطرح گرديده است اززماني كه سرمايه داران اروپايي قصدتسخير قاره آمريكا رادرسرپروراندند كه نهايتا" به نابودي تمدنهاي بومي وسرخپوستي آن قاره انجاميد .همچنين دردوران جنگ جهاني اول ودوم اين بحث برسرزبانهاقرارگرفت ودولتهاي مقتدربه بهانه هديه جهاني شدن ودموكراسي به راحتي توانستند تمدنهاي ضعيف اقتصادي رامورد تهاجم قرارداده وسرمايه هاي ملي، مادي ومعنوي آنها را به تاراج برند وبا ابزارشعارجهاني شدن وپيشكشي دموكراسي خون ملتها رابمكند}}. به اين خاطراست كه استفاده ابزاري دردنياي مدرن تااين
حدازاهميت برخورداراست. آنچه مادرتاريخ معاصرسراغ داريم مفاهيم نوكلا" ازطرف دولتهاي سرمايه داربه سايرملتها تزريق مي شوند.مفاهيمي كه درمعني لغوي مفاهيمي زيبا كه هرفطرت پاك بشري به راحتي باآنها كنارمي آيدوچه بساهمين زيبايي واژگان دليل اصلي شيفتگي وخودباختگي فرهنگهاي مختلف مي گرددوكوركورانه به نسخه هايي كه برايشان تجويزميشود بدون تامل وتفكرگردن مي نهند. بحث پيرامون جهاني شدن رامي توان ازجهات مختلف موردبررسي قراردادچه ازنظرسياسي ،ازمیان گرفتن مرزها، چه ازنظراجتماعي وفرهنگي وادغام فرهنگهاي مختلف وهضم آنها درفرهنگ غربي يا ازنظراقتصادي وساختن وفراهم كردن بازارهاي سود ده براي منافع امپرياليسم ويا ادبيات وهنروزبان و... كه آنچه اینجا مورد نظر است مسئله فرهنگ وزبان ملل مختلف جهان است.
جهاني كه مادرآن زندگي مي كنيم داراي تمدنهاي گوناگون است كه هرتمدن مشخصه هاي فرهنگي اجتماعي وزباني خاص خودرادارااست. بدهي است وجودفرهنگهاي مختلف وتقابل وروبروشدن وتضارب آراي آنها بايكديگرباعث رشدوترقي بشرشده است(چنانکه در دین به آن اشاره شده است). اين مسئله هم ازنظردرون ديني وهم ازنظربرون ديني قابل اثبات است كه شايددراينجا نيازي به بازكردن موضوع نباشد . متاسفانه درفرآيندي كه درحال حاضربه اسم جهاني شدن درحركت است شاهدازبين رفتن فرهنگهای مورد اشاره هستيم. آماري كه ازطريق نهادهاي بين المللي وهشدارهاي مربوطه درموردحذف زبانهاولهجه هاي مختلف ارائه مي شود نشان دهنده وضعيت تاسف بار اين فاجعه تاريخي است.
چنانچه مي دانيم بارزترين مشخصه فرهنگ وتمدن اقوام، زبان وگويش آن قوم است كه دراين فرآيندبه راحتي درمعرض نابودي قرار گرفته است واين البته آن چيزي است كه نظام سرمايه داري وغرب خواستارآن است.چه وجودويژگي هاي قومي ، ملي، مذهبي، زباني ويا مشتركات فرهنگي ملل زيردست مي تواندمانعي بزرگ برسرراه استعمارشان گرددوبه همين خاطراست كه درنسخه هاي تجويزي دولتهاي سرمايه دار نفي دين، قوميت، زبانهاي محلي وبومي، باورهاوارزشهاي سنتي وفرهنگي دردستوركارقرارمي گيرد وحتي اين نفي تاحدتمسخرواتهام عقب ماندگي پيش مي رود. باورهاي فرهنگي وديني وملي به راحتي نمي توانندهضم شدن ونابودي خودرادر ره آورد كاذب(جنبه های منفی ) دنياي مدرن ببيند وسريعا" واكنش نشان مي دهند.ازاين روست درمواردبسياري شاهدرشداصول گرايی افراطي در بسیاری از زمینه ها خواهيم بود. مسئله رااززاويه ديگري نگاه كنيم به فرض اينكه فرآيندجهاني شدن آنگونه كه مطلوب دولتهاي ابرقدرت است به رشد نهايي خود برسد وسرنوشت جهان به ميل آنهارقم بخورد .آيانتيجه اي جزاستعمارواستثمار فرهنگهاي محلي وبومي نتيجه اي ديگر متصوراست. آياجزبه كارگرفتن نيروي كار ملل مختلف وبهره برداري ازسرمايه هاي ملي آن وقوي ترنمودن دولتهاي قوي نتيجه اي خواهد داد وآيا قوي قويتروضعيف ضعيفترنخواهد شد آيا فرهنگ وزبان اقوام گوناگون پس ازچندسال به دست فراموشي سپرده نمي شود كم نيستند واژگاني كه به صورت مهمان ناخوانده ازهمين طريق واردزبان ملل گوناگون شده ومتاسفانه بدون هيچ دخل وتصرفي درزبان ميزبان كاربرد پيداكرده اند واژگاني كه هركدام با ورود به زبان ميزبان حامل فرهنگ موردنظر خود هستند. كوتاه سخن اينكه درفرآيند جهاني شدن بايستي بسيار هوشيارانه شركت نمود اين پديده هر چند ازنظر لغوي زيبا، كارآمد، منادي حقوق بشر، دموكراسي، ازادي، پاكيزگي محيط زيست، اطلاع رساني وتشكيل دهكده جهاني است اما متاسفانه درعصر حاضرشاهد اين كه جزوسيله اي براي بهره برداري ملتهاي پيرامون قدرتهاي مركزي ونهايتا"امپرياليسم باشدنيستيم.اين فرآيند بايد به صورتي باشدكه جايگاه هرفرهنگ وتمدني محفوظ بماندومؤلفه هاي مشترك انساني رشدپيداكنند.مؤلفه هايي مانند:آزادي،حقوق بشر،حفظ محيط زيست،احترام به حقوق متقابل تمدنها،حرمت نهادن به فرهنگهاي بومي ومحلي به عنوان شالوده اصلي وبن مايه فرهنگ جهاني،احترام به زبان اقوام به عنوان شاخص فرهنگي آن قوم وحفظ جايگاه ارزشي آن ومواردمشابه ديگرووظيفه ماست كه باتامل وتفكردرموردنسخه هايي كه ازطرف مناديان اين فرآيندپيچيده تجويزمي شوند به بررسي بنشينيم ودرصورت تشخيص اينكه برنامه هاي ارايه شده درقالب مفاهيم انساني وفطري بشري جاي مي گيرندبه درمان خودبپردازيم.مبادابه شوق سراب ازتشنگي هلاك شويم.ونهايتا"بايدگفت جهاني شدن هرچندمفهومي زيباست وخواست هرانسان آزادانديش اما باكدام هدف،چه وسيله اي وچه قيمتي؟
{{--}} این قسمت رو پیشتر جایی خوانده بودم که متاسفانه یادم نیست کی و کجا.
