تبليغاتX
خه ر مانه

خه ر مانه

ئه ده بی-که لتووری-کومه لایه تی

ما دردنياي مدرن باپديده هايي روبرومي شويم كه استفاده ابزاري ازآنهاملاك نيك وبدبودنشان راتعيين ميكند به تعبيري مطلق گرايي درجهان جديد حرفي براي گفتن ندارد. درجهان جديدمفاهيم زيادي ازقبيل توسعه، عقل گرايي، دموكراسي، گلوباليزاسيون و... وجوددارندكه آثارمثبت ومنفي آنهابربشرامروزپديدارگرديده است. دراينجاسعي مي شودمقداري به تفصيل درموردآثارسوء گلوباليزاسيون برروي تمدنهاي بشري، فرهنگ وزبانهاي قومي ومحلي به صحبت بنشينيم. هرچندمسلم است مي تواندازاين فرايندآثارمثبت فراواني درزمينه فرهنگي، اقتصادي، سياسي، اجتماعي، حقوق بشر،حفظ اكوسيستم، ادبيات هنرو...عايدانسان مدرن گردد.بااندكي تامل درتاريخ بشرمعاصربه راحتي ميتوان علت ومنشا ظهوراين پديده رادريافت. آنجاكه بازارجهاني واقتصاد به عنوان اصلي مهم درزندگي بشرامروزي نقش بازي مي كندوسرمايه داران درپي كسب بازارهاي جهاني وسودآوري اين بازارها به نفع خودهستند. شايد به اين خاطراست كه نقطه شروع تفكرات جهاني شدن ازاقتصادوبازارجهاني سرچشمه گرفت وكم كم درمسائل اجتماعي فرهنگي هنري وسياسي رخنه كرد. {{بحث برسرمسئله جهاني شدن خصوصا" دربحث اقتصادي آن مقوله تازه اي نيست. شايدنزديك  به سه ياچهار قرن است كه اين مسئله مطرح گرديده است اززماني كه سرمايه داران اروپايي قصدتسخير قاره آمريكا رادرسرپروراندند كه نهايتا" به نابودي تمدنهاي بومي وسرخپوستي آن قاره انجاميد .همچنين دردوران جنگ جهاني اول ودوم اين بحث برسرزبانهاقرارگرفت ودولتهاي مقتدربه بهانه هديه جهاني شدن ودموكراسي به راحتي توانستند تمدنهاي ضعيف اقتصادي رامورد تهاجم قرارداده وسرمايه هاي ملي، مادي ومعنوي آنها را به تاراج برند وبا ابزارشعارجهاني شدن وپيشكشي دموكراسي خون ملتها رابمكند}}. به اين خاطراست كه استفاده ابزاري دردنياي مدرن تااين

حدازاهميت برخورداراست.  آنچه مادرتاريخ معاصرسراغ داريم مفاهيم نوكلا" ازطرف دولتهاي سرمايه داربه سايرملتها تزريق مي شوند.مفاهيمي كه درمعني لغوي مفاهيمي زيبا كه هرفطرت پاك بشري به راحتي باآنها كنارمي آيدوچه بساهمين زيبايي واژگان دليل اصلي شيفتگي وخودباختگي فرهنگهاي مختلف مي گرددوكوركورانه به نسخه هايي كه برايشان تجويزميشود بدون تامل وتفكرگردن مي نهند.  بحث پيرامون جهاني شدن رامي توان ازجهات مختلف موردبررسي قراردادچه ازنظرسياسي ،ازمیان گرفتن مرزها، چه ازنظراجتماعي وفرهنگي وادغام فرهنگهاي مختلف وهضم آنها درفرهنگ غربي يا ازنظراقتصادي وساختن وفراهم كردن بازارهاي سود ده براي منافع امپرياليسم ويا ادبيات وهنروزبان و... كه آنچه اینجا مورد نظر است مسئله فرهنگ وزبان ملل مختلف جهان است.

جهاني كه مادرآن زندگي مي كنيم داراي تمدنهاي گوناگون است كه هرتمدن مشخصه هاي فرهنگي اجتماعي وزباني خاص خودرادارااست. بدهي است وجودفرهنگهاي مختلف وتقابل وروبروشدن وتضارب آراي آنها بايكديگرباعث رشدوترقي بشرشده است(چنانکه در دین به آن اشاره شده است). اين مسئله هم ازنظردرون ديني وهم ازنظربرون ديني قابل اثبات است كه شايددراينجا نيازي به بازكردن موضوع نباشد . متاسفانه درفرآيندي كه درحال حاضربه اسم جهاني شدن درحركت است شاهدازبين رفتن  فرهنگهای مورد اشاره هستيم. آماري كه ازطريق نهادهاي بين المللي وهشدارهاي مربوطه درموردحذف زبانهاولهجه هاي مختلف ارائه مي شود نشان دهنده وضعيت تاسف بار اين فاجعه تاريخي است.

چنانچه مي دانيم بارزترين مشخصه فرهنگ وتمدن اقوام، زبان وگويش آن قوم است كه دراين فرآيندبه راحتي درمعرض نابودي قرار گرفته است واين البته آن چيزي است كه نظام سرمايه داري وغرب خواستارآن است.چه وجودويژگي هاي قومي ، ملي، مذهبي،  زباني ويا مشتركات فرهنگي ملل زيردست مي تواندمانعي بزرگ برسرراه استعمارشان گرددوبه همين خاطراست كه درنسخه هاي تجويزي دولتهاي سرمايه دار نفي دين، قوميت، زبانهاي محلي وبومي، باورهاوارزشهاي سنتي وفرهنگي دردستوركارقرارمي گيرد وحتي اين نفي تاحدتمسخرواتهام عقب ماندگي پيش مي رود. باورهاي فرهنگي وديني وملي به راحتي نمي توانندهضم شدن ونابودي خودرادر ره آورد كاذب(جنبه های منفی ) دنياي مدرن ببيند وسريعا" واكنش نشان مي دهند.ازاين روست درمواردبسياري شاهدرشداصول گرايی افراطي در بسیاری از زمینه ها خواهيم بود. مسئله رااززاويه ديگري نگاه كنيم به فرض اينكه فرآيندجهاني شدن آنگونه كه مطلوب دولتهاي ابرقدرت است به رشد نهايي خود برسد وسرنوشت جهان به ميل آنهارقم بخورد .آيانتيجه اي جزاستعمارواستثمار فرهنگهاي محلي وبومي نتيجه اي ديگر متصوراست. آياجزبه كارگرفتن نيروي كار ملل مختلف وبهره برداري ازسرمايه هاي ملي آن وقوي ترنمودن دولتهاي قوي نتيجه اي خواهد داد وآيا قوي قويتروضعيف ضعيفترنخواهد شد آيا فرهنگ وزبان اقوام گوناگون پس ازچندسال به دست فراموشي سپرده نمي شود كم نيستند واژگاني كه به صورت مهمان ناخوانده ازهمين طريق واردزبان ملل گوناگون شده ومتاسفانه بدون هيچ دخل وتصرفي درزبان ميزبان كاربرد پيداكرده اند واژگاني كه هركدام با ورود به زبان ميزبان حامل فرهنگ موردنظر خود هستند. كوتاه سخن اينكه درفرآيند جهاني شدن بايستي بسيار هوشيارانه شركت نمود اين پديده هر چند ازنظر لغوي زيبا، كارآمد، منادي حقوق بشر، دموكراسي، ازادي، پاكيزگي محيط زيست، اطلاع رساني وتشكيل دهكده جهاني است اما متاسفانه درعصر حاضرشاهد اين كه جزوسيله اي براي بهره برداري ملتهاي پيرامون قدرتهاي مركزي ونهايتا"امپرياليسم باشدنيستيم.اين فرآيند بايد به صورتي باشدكه جايگاه هرفرهنگ وتمدني محفوظ بماندومؤلفه هاي مشترك انساني رشدپيداكنند.مؤلفه هايي مانند:آزادي،حقوق بشر،حفظ محيط زيست،احترام به حقوق متقابل تمدنها،حرمت نهادن به فرهنگهاي بومي ومحلي به عنوان شالوده اصلي وبن مايه فرهنگ جهاني،احترام به زبان اقوام به عنوان شاخص فرهنگي آن قوم وحفظ جايگاه ارزشي آن ومواردمشابه ديگرووظيفه ماست كه باتامل وتفكردرموردنسخه هايي  كه ازطرف مناديان اين فرآيندپيچيده تجويزمي شوند به بررسي بنشينيم ودرصورت تشخيص اينكه برنامه هاي ارايه شده درقالب مفاهيم انساني وفطري بشري جاي مي گيرندبه درمان خودبپردازيم.مبادابه شوق سراب ازتشنگي هلاك شويم.ونهايتا"بايدگفت جهاني شدن هرچندمفهومي زيباست وخواست هرانسان آزادانديش اما باكدام هدف،چه وسيله اي وچه قيمتي؟

{{--}} این قسمت رو پیشتر جایی خوانده بودم که متاسفانه یادم نیست کی و کجا.

+ نوشته شده در  85/09/26ساعت 11:13  توسط جباري  | 

آنچه در عصر ارتباطات و دنیای مدرن رخ می نماید حذف بسیاری از زبانها و لهجه هایی است که هر کدام با وجود دارا بودن ساختار،ضرب المثل و فولکلور خاص خود قرنهای متمادی رواج داشته اندوصد افسوس آنچه که از ظاهر امر بر می آید یکی از این زبانها زبان هورامی است.هورامی با وجود دارا بودن مشخصه های زبانی خاص خود از نظر ساختار، دستور منحصر بفرد،ضرب المثل،اشعار فولکلوروکلاسیک بیم آن می رود که در این پدیده ی حذف قرار گیرد.این پدیده را می توان از جهات مختلفی بررسی کرد.که در اینجا به تعدادمعدودی از عواملی که موثرند اشاره می گردد.هر چند مواردی که بایستی بررسی گردند بسیارند.باشد  کسانی که اندیشه ی حفظ این زبان را در سر دارند به بررسی سایر عوامل همت گمارند.

۱- عدم وجودمطالعات تخصصی بر روی زبان و دستور زبان هورامی-شاید به جرات بتوان گفت تا کنون در این زمینه کاری جدی صورت نگرفته و اگر هم انجام شده باشد در سطح محدود و غیر آکادمیک.

از جمله مواردی که در پویایی زبان نقش دارد وجود دستور زبان است دستوری که بتواندبراساس نیازهای روز تعدیل شود و تولید واژه بنماید.هنوز در هورامی تعریف مشخص و کلاسیکی از دستور زبان ارائه نشده و به اجبار از دستور زبانهای پیرامون خود استفاده می کند.هر چند مواردی که می شود بیان کرد بر کسی پوشیده نیست اما برای نمونه مثلا برای ساختن اسم فاعل هیچ الگوی تعریف شده ای در دسترس ما نیست.

۲- کمبود منابع علمی مکتوب(که بی ارتباط به بند اول نیست)-

یکی دیگر از عواملی که باعث فقر زبان هورامی گردیده نبود منابع علمی و تحقیقی در این زمینه است.هر چند منابع شعری ما کم نیستند اما با توجه به نیاز امروزین بشر به هیچ عنوان جوابگوی خواسته های این عصر نمی باشند.در این راستا لازم است به نکته ای اشاره کنم و آن سرودن اشعار هورامی است توسط کسانی که هورامی نبوده اند.ما این روند را در طول قرون متمادی(از قرن دوم هجری تا قرن گذشته) به واسطه ی نزدیکی این زبان به زبان آیینی ایرانیان(زبان اوستا)در گستره ی وسیعی ازخاک ایران و عراق( ازتبریز و همدان و لرستان گرفته تا بغداد)شاهدهستیم.که این رخداد خود موجب اختلاط اصطلاحات و واژه های این زبان با سایر زبانها و لهجه ها شده است.هر چند از دیدگاهی می توان این روند را در جهت زنده نگه داشتن زبان در نظر گرفت اما از دیدگاهی دیگر می توان آن را به عنوان نقطه ضعفی برای زبان به حساب آورد.که شاید پرداختن به این موضوع در این مقال نگنجد.

۳-شکاف بین ادبیات کلاسیک و ادبیات جدید-

یکی دیگر از مواردی که در این راستا بی تاثیر نیست وجود شکافی است که بین ادبیات کلاسیک هورامی و ادبیات جدید وجود دارد و عدم وجود ادبیاتی میانه باعث بی رونقی و کم بهره ای در زبان وادبیات جدید شده است.شعر ما در ادبیات کلاسیک به نوعی می توان گفت در اوج ادبیات کردی قرار دارداما با توجه به عدم پویایی و پیشروی لازم در طول زمان و نبود ادبیاتی که ما را از کلاسیک به نو برساند متاسفانه شاهد این هستیم که در ادبیات جدید حرفی برای گفتن نداریم.(البته نقش قدرت وپشتوانه سیاسی و اقتصادی بر کسی پوشیده نیست).ووظیفه ی دلسوزان این زبان است که به نوعی همت گمارند و این شکاف را رفو کنند.

آنچه گفته شد تنها گوشه ای است ازجریانی که در حذف و نابودی این زبان موثراست.وچه بسا آنالیز و بررسی موارد متعددی که وجود دارندمستلزم جلسات کارشناسی ، صرف وقت و هزینه ی بالایی است که بر تک تک افرادی که دلی به حال این زبان می سوزانند وظیفه ای است خطیر و بس گرانبها تا نسبت به ریشه یابی و شناسایی عوامل حذف اهتمام ورزند.

+ نوشته شده در  85/05/08ساعت 0:35  توسط جباري  | 

یوجه ده سه لاته کانو زوانی واره و واته کانه ن پی مانایه که یاجه زوانه نه ی ته ری واتی گیرو وره نگ ویش په نه شان بدو.یا ن ئینه لی زوانه که و ویشه نه به بیارده و ساتی واته کانش روان و ساده که رو.ئی وارایه مه تاوو واره ی ، که م و زیادکه رده ی، یان یاگه وارای واته کان بو(به قه ولو عه ره بی :تغییر حذف ابدال).زوانی هه و رامی پسه و ما باقی زوانه ده سه لاد داره کان ئی ئه رکشه تا به ئارو کیشان وتاوانش واتانه ی که جه هامسا زوانیه کانشه نه په نه ش یاوه ینی بواروشان.وه هه رپاسه واته کی ویچش ورده ورده بوارو.ئه چی واته یه نه که پیشکه ش مه کریو هه و ل ئینه نه سه روو ئی باسیه بدوه و وه ئینه که سه روو کام واتیو واریه یمان هه ن.

جا مه وو زوانه هامساکانو هه و رامی که مه به س فارسی عربی سورانیه ن جیا که رمه ی.ئیمه واته ی فری مان هه نی که چه نی فارسی و سورانی ریخه و بنه ره تشان یون.ئینه یچه پی مانا یه نیه ن که ئی واتیمانه جه ئادیشان گرتیبان.واته کی جه زوانه په یره کانه نه به دریژی دیره یو یاوه ینی جه ئاوستاو وه لی ئه وستایو وهه ر کام هه ورامی فارسی سورانی تاوانشان تام و ره نگو ویشان باش په نه. به لا م واتانه ی که تایوه تی زوانو عه ره بیه نی وبه هو ده سه لاتی ئایینیو یاوه ینی باسشان جیان وهه و رامی پا جوره که ره نگو ویش گیرو واره ینیش.

دماو هه و له ی فره که سه روو ئی واتانه نه دام ئی باسه که پیشکه ش مه کریو ده سگیرم بی.وه لی ئینه یه که باسه که م ده س په نه که روو جیاوو که ردیوه که سه رو زوان وه هورستگه کی زوانیه نه که رده نم ئیشاره ش په نه که رو.

ئی ده سه به شه روه و فره ته رین واریه ی که سه روو واته کانه نه ئه ومه ن کریان.وه واته بی ده نگه کی کریاینی به حه فت به شیوه.دیاره ن به شیوه ی تاک و تروک واریه ی ته ریمان هه نی که چینه یاگی باسی نیه نی .

وه ئینه حه فت به شه که:

هورستگه و یه کی: ب پ ف م و

هورستگه و دوی : ء ه ح خ ع غ -جارجار ق

هورستگه و یه ری: س ر ز ژ چ ش ی

هورستگه و چواری: ر ل ن

هورستگه و په نجی : د ت د

هورستگه و ششی: ق ک گ

هورستگه و حه فتی: ج

جا ئیسه په ی هه رکامی ده س نیشانانه ی به ورم.هه م ئانی که لی هه و رامی و سورانی و فارسیه نه بنچینه شان یون هه م ئانی که جه عه ره بیه نه گیریه ینی.

هورستگه و یه کی: ب پ ف م و پسه و

برف=وه روه =وه فر =به فر   برگ=وه لگ=گه لا   آب=ئاوی=ئاو   باران=واران سفته=سوته

پریدن=پره ی=فریه ی   زبان=زوان=زمان   کولف=کولم   که فته=که وته   جبین=جه مین   بیشتر=فیشته ر   سرب=سرپ   ویر=بیر   بس=وه س   سبز=سه وز   چه فت=چه وت   لاو=لاف لافاو=لاب سیلاب   برای=په ری   باد=وا   شب=شه و   بهار=وه هار   تاب=تاو   طبل= ته پل   قبر=قه ور   زمین=زه وی

که ره نگه ن فره ته رین واره ی چی هورستگه نه بو.

هورستگه و دوی: ء ه ح خ ع غ پسه و

خون=هوون   زخم=زام   زهر=ژه حر=ژار   لختی=لادی   صحرا=سارا   رحم=رام   وعده=واده   جهد=جه خت   معطل=ماتل   لعل=لال   طعم=تام   حلقه=ئه لقه   قلعه=قه لا   وقت=وه خت   طعنه=تانه   حسرت=ئه زره د   غنچه=خونچه   نقد=نه خت   زهره=زاله   چاق=چاخ   ذغال=زوخوال=خه لووز   نقطه=نوختی   محبت=موئه به ت=موبه ت   غله=خه له   باغ=باخ   غم=هه م=خه م   شهر=شار   ضعیف=زایف   قهر=قار   عالم=ئاله م

هورستگه و یه ری: س ز ژ چ ش ی پسه و:

زیر=ژیر=چیر   زهر=ژار=ژه حر   مزمار=بسمار   تیز=تیژ   حسرت=ئه زره د   نماچ=نماز=نویژ   نرگس=نیرگز   تمیز=ته میس   مسجد=مزگت=مزگدی   گوشت=گوژد   تشنه=ته ژنه   چند=یه ن   چوپان=شوان=شوانه   یه سن=یه زن=جه ژن=جشن   ماچوو=مووشم

هورستگه و چواری: ر ل ن

برگ=وه لگ=گه لا   ئه سرین=ئه رسی=هه لسی   گونه=کولم   زهر=ژار=ژال   چرک=چلک   زهره=زاله   بر=وه ر=وه لی   مرمانو=منمانو   نالام=لالام   سرو=سه ول   گلو=قرووگ=گه روو   گل=قور

هورستگه و په نجی: د ت د

چی هورستگه نه ئیمه واته یمان هه ن که ده قه و ده ق جه ئه وستایو ئه ومه ن به لام به داخه وه تا ئیسه ئه وستا ژناسه کیمان راشان نه وه ردینه ئی واتیه و ئادیچ واتو دییه ن.لی فره و واته ئه ویستا ییه کانه نه ئی واتمانه هه ن پسه و مدر،مهر چدر،چهر دویدره،دیده،چشم زه ره دوشتره،زردشت وه فره واتی ته ری که به داخه وه یاگی ئی واتیه ئینگلیسی شان نیان و مهرشان به میثروچهرشان به چثر ودیده شان به دویثره ئه ورده ن که یاگیش هه نه سه رشو باسی تایوه تی کریو.به لی واته کیمان پسه و:

گزیدن=گه ستن=گه سه ی   مسجد=مزگت=مزگدی   پل=پرته=پرده   جهد=جه خت   لختی=لادی   حسرت=ئه زره د

هورستگه و ششی :ک گ ق

قفل=قلف=کولف=کولم=کلوم   عشق=ئه شک   گونه=کولم   خوک=خوگ

هورستگه و حه فتی ج

ئه چی هورستگه نه به داخه وه ئه من نیاوانی به واتیوه که واریا بو.جگه م چیوانه ی که لوه ینی عه ره بی پسه و زگار=زجر نرگس=نرجس به لام هه ورامیه نه حیچ واتیوه م نه دی که ئه ومه بو یاگی ج .ئه لبه د هه نمان که واته ی ته رش که رده بو ج یه سن که بیه ن به جه ژن به لام ئینه که ج واریه ی بو نیه نمان

قسی ئاخری:ئی باسه که کریا وه روو ئانه ینه ئا روشنویری که هه ولشان ئینه نه زوانه ی یو گرته وه ش کریو به ویسته ن سه روو ئی هورستگانه وه وردو بانی و واته کی جوره ی بیان لی زوانه که ی که هه ر کورده ی بتاوو ئا تام و بوویش چه نه ش پچه شو ئه گه ر نا نمه تاووچه نی واته تازه کان په یوه ندی مه رزنوره.

 

وات=حرف

واته=کلمه

واته ی =گفتار

دیره=تاریخ

په یره=گذشته

هورستگه=خاستگاه

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  85/03/27ساعت 14:32  توسط جباري  | 

تیپوو یێ

۱- یۆ نانش نه وێ لوێ پیازی ئه سانێ ۲- یانه ش په ڕه ن جه ڕازیانه ی به دڵه ئێشه یوه مه مرۆ

۳-یۆ نگبه تش ئه و مه به تۆ ماسی مه خنیکیو ۴- یا خوا تونچی نه وۆ حمامچی ۵- یاگێ شابازان 

کورکورێ وازان ۶- یو ماچو ما ڵمه ن یو ماچو میراسمه ن۷- یانه و قازیه نه وه زی فرێنێ به ڵام 

حه سێوشان هه ن 

+ نوشته شده در  85/02/07ساعت 14:55  توسط جباري  | 

تیپوو هێ

۱- هه ڵوانه و نمه کیش مه که رۆ ۲- هه ره ی ته نگه نه فه سه بـڕ ناخێش مه دڕان ۳- هه ردوه

سه ره ش گ..ه ن ۴- هه ڕه بۆ مه ڕه بۆ هه ر له مه په ڕه بۆ ۵- هه ریاگه ی ئاشا که چه ڵ فه ڕاشا

۶- هه ر مه له ی هه نجیروه ر بۆ هه نجیر نمه مانۆ دارۆ ۷-  هه ره ی دێزه قینیه ی ساحیویشه نه

ملوو و ێش مه ما ڕو ۸- هه ره بارش ئه سڵه حه بۆ هه ر وه رگ مۆوه رۆش ۹-هه ره فاڵ مه گێر ۆ

۱۰- هه و رێشه پاو نا نه جیمیه ره نمه پێچیۆ

+ نوشته شده در  85/02/05ساعت 14:29  توسط جباري 

تیپوو وێ

۱- وه رێسه قایمانه پــڕ چیو ۲- وه رگ پیر بو مه وۆ یاگه هه تکو ڕواسێ ۳- وردی وه ر شه قو گردی

۴- وڵه بیێنه دینار په یش ۵- وه یوه به ره و هه سوورانیه نه نمه گێڵۆ وه ۶- وێت مه که ره مه قاش

۷- وه ڵات به جنی خوێ جن به ئا سا وانی ۸- وه شیه ینه هه نگڵێش زییه نێ ۹-وه ڵات نه خه و

خۆ کۆ سه به ڵمه ڕیش ۱۰-و ڵه و دوو باڵیه نه به رش مه و روو  

+ نوشته شده در  85/02/01ساعت 13:37  توسط جباري 

تیپوو نێ

۱- نانه ش به گو شێ ژاواینه ۲- نامێش نه و ێ نامگه نه گ.. که رێ کڵاورۆچنه ره ۳-نیشانێ ڕوی

جه بنه ڕ وینه دیاره نه۴- نه کۆنه ی نزیکه و ئاو نه وه یوه نزیکه و باوان ۵- نه چه نی بێ مێـڕیو نه

نه یه بێ بـڕ یو ۶- نه ئێنده شیرین به قووتت بدا نه ئێنه تاڵ به بتفاتۆ ۷- نان وه روو مه کدان ماڕ

۸- نامێ پێغه مه ران که و ته ده سوو کڵاش که ران

+ نوشته شده در  85/01/27ساعت 14:7  توسط جباري  | 

تیپوو مێ

۱-مێمان ئا وی وازێ یانه وه ی کڵاوه هۆر ئازێ ۲- مه رگ چه نی هاو ما ڵی چه ژنه نه۳-ماڵووبێ ددانیه ن

۴- مه ه ڕه ش سه و زه نه ۵-مزگی بـڕ ژۆ مێحراوش مه ما نو ۶- مانگه دیا ره نه ئه وه جه و کلێکش نیه ن

۷- مێمان جه مێمانی قینه ش ئه ی ساحیو یانه جه هه ر دوی ۸- مار گه و ره بی مه وه راش په ی

جه هه ننه می ۹- مه تیه م ...ش بیا تاته م بێ ۱۰-مڵڵا نه وۆ ده گا نه که ره شێڵ بڵقاسم به گه ن

+ نوشته شده در  85/01/27ساعت 11:5  توسط جباري 

تیپوو لێ

۱-لوا په ی شاخان گوشێش نیه ی سه ر شۆ ۲- لووته بازه به ینوو چه ما نه نه ۳- لچ به ددانی نمه زانو

۴- لوا په ی نێره ژه نی ده سه خۆردێش ئه وردێ ۵- لکه ی به ده س مه کریۆ وه به ددانێ پچی

مه که ری شۆ ۶- له ته ر ڕێسه ئه ر له ته ر ڕێسه بۆ به ...هه ری له ته ره مڕێسۆ

 

+ نوشته شده در  85/01/26ساعت 16:16  توسط جباري 

تیپوو گێ

۱- گه دا تا چڵ ساڵێ ده وڵه مه ن نمه وۆ ۲-گه دا یی خاسه ن قۆرتێش خراوێنێ ۳- گه دا گ...ش نه وۆ

۴- گه دا به خیاڵێ مه ژیوۆ ۵- گه دا به گۆڵه یه وه ی مه خوۆ ۶- گه وره هێشه ره و گو لاله هێشوو نێڵه ره

۷- گه لێمان نه دیێنێ گه له ره یمان دیێنێ ۸- گاو که وت کاردی فرێ مه وان ۹- گومه تا قووڵه بو مه لێش

وه شته ره نه ۱۰- گه له وه رگ نه چیر مه که رو ۱۱- گۆ ڕه نیمه و مه ردییه ن ۱۲-گۆ ره که و مه ردمی

گوره سار مه وۆ ۱۳- گا وو لێ گۆره کان ۱۴- گیروو گه و ریش که رده ن ۱۵- گه وره گ...ز نمه و نارو

+ نوشته شده در  85/01/21ساعت 16:43  توسط جباري